حسن سيد اشرفى
609
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
به ذبح حضرت اسماعيل توسط حضرت ابراهيم كرده ولى بعدا آن را تبديل به فديه مىكند و حال آنكه اگر اراده حقيقى بر انجام ذبح بود كه نبايد تبديل به فديه مىشد و تخلف از آن صورت مىگرفت . پس معلوم مىشود كه اراده وجود نداشته ولى طلب وجود داشته است و اين دليل برآن است كه اراده و طلب متّحد و يكسان نيستند . و مورد ديگر در اوامر اعتذارى و آنجا كه مولى به بندهاش امر مىكند كارى را انجام دهد ولى مىداند كه او انجام نمىدهد و اين امر را براى اعتذار و اتمام حجّت بر بندگان مىكند . در اينجا نيز اراده وجود ندارد چرا كه مولى مىداند عبد اتيان مأمور به نمىكند ولى از باب اعتذار از او طلب اتيان مأمور به را مىكند در اينجا نيز اراده وجود ندارد ولى طلب وجود دارد . پس بين اراده و طلب مغايرت بوده و اين دو يكسان و متّحد نمىباشند . « 1 »
--> ( 1 ) - به عبارت ديگر ، در اين مورد ، كلام لفظى كه طلب بوده وجود دارد ولى كلام نفسى كه اراده بوده وجود ندارد .